تاریخ انتشار: 24 بهمن 94 | بازدید: 977 مرتبه | دیدگاه: 0
اشتراک گزاری چاپ

با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

تجربیات مادر در شیردهی : خانم سارا فخری

دخترم اِلسا چهار ماه و دوازده روزشه،به دنيا كه اومد به خاطر اختلاف گروه خونى من و اون زردى داشت،به سختى شير ميخورد چون خيلى بيحال بود،تا ٢٠ روزگى هم زرديش ادامه داشت،تازه هفته ى اول فهميديم كه آلرژى پروتئين گاوى هم داره،و من يه رژيم سخت خوراكى رو بايد رعايت ميكردم حتى خوردن زردچوبه و حبوبات و لبنيات و...برام ممنوع شد،تازه مشكوك به فاويسم هم بود،اما با تمام اين شرايط بد من اصرار به دادن شير خودم رو داشتم،با اينكه بسيار ضعيف شده بودم و از لحاظ كمبود پروتئين و كلسيم بدنم كم آورده بود،و تازه اطرافيان هم مدام ميگفتن شيرخشك بده خودت دارى از بين ميرى!!!ولى من نتونستم و نخواستم كه از حق داشتن تغذيه ى سالم براى دخترم دريغ كنم،تازه دخترم رفلاكس شديد هم داشت،به هر حال و با هر سختى كه بود،چند تا دكتر عوض كردم و كمى رژيم رو برام راحتتر كردن،آخه روى سر و صورت و پاهاى دخترم زخمهاى آبكى زردرنگ و قرمز ميزد با خوردن هر كدوم از ممنوعات،خلاصه من با اصرار و توكل به خدا تا الان تونستم با شير خودم دخترم رو به اينجا برسونم،الان ديگه محدوديت غذايى ندارم ،خيلى بهتر شده،با اينكه شيرخشك ببلاك اى آر رو براى رفلاكسش دادن اما اون دوستش نداره و نميخوره،بسيار به من و شيرم و آغوشم وابسته اس و اصلاً نميشه پيش كسى بذارمش در حد يه دكتر رفتن،ميدونم كه ميگيد اينكه سخته اما براى من اين وابستگى خيلى لذت بخشه و از اينكه تونستم به اون شرايط غلبه كنم احساس غرور دارم،درضمن پودر گالاكتوژيل و قطره ى شير افزا رو هم ميخورم و كمك خوبى براى افزايش شيرم هست،ميدونم خيلى طولانى شد اما خواستم بدونيد خواستن توانستنه و اين تازه خلاصه اى از وضعيت من تو اين ٤ ماه و ١٢ روز بود.
تجربیات مادر در شیردهی : خانم سارا فخری
برچسب ها:

مطالب مرتبط